شهید کریم مرحمت
- نام پدر:
- ابوالقاسم
- تاریخ تولد:
- ۱۳۴۴/۰۵/۰۵
- محل تولد:
- سرخس
- مسئولیت:
- تیربارچی
- تاریخ شهادت:
- ۱۳۶۳/۰۱/۱۷
- یگان:
- لشکر ۱۵۵ویژه شهدا
- گردان:
- امام علی علیه السالم گ روهان کمیل
- محل تدفین:
- بهشت نبی ص شهرستان سرخس
معرفی شهید
شهید کریم مرحمت فرزند ابوالقاسم تاریخ ۱۳۴۴/۵/۵در سرخس دیده به جهان گشود وی همزمان با تحصیل در کارهای کشاورزی و دامداری با پدر کمک می کرد شهید خیلی مذهبی وهیئتی بود در پایگاه بسیج ثبت نام کرد به عضویت سپاه پاسداران در آمد عشق به والیت باعث شد به جبهه اعزام گردد وی در لشکر ۱۵۵ویژه شهدا گردان امام علی علیه السلام گ روهان کمیل به عنوان تیربارچی سازماندهی شد در عملیاتهای مختلف شرکت نمود در آخرین مرخصی هنوز چند روز از مرخصی وی مانده بود یعنی تا روز شهادت مرخصی داشت گفت باید بروم آنجا نیاز است سحرگاه تاریخ ۱۳۶۳/۱/۱۷در ماموریت پاکسازی روستای ابراهیم جالل سردشت مورد کمین ضد انقلاب کومله و دمکرات قرار می گیرد و بعد از هشت ساعت درگیری وقتی مهمات تیربار تمام میشود ضدانقلاب تالش میکند او را دستگیر نماید از تیربار به مانند چوب دستی استفاده میکند تا اینکه به اسارت در میآید کینه دشمنان قسم خورده باعث میشود سر شهید را با سنگ یا تبر متالشی نمایند و به شهادت برسانند .شب شهادت کریم پدرش خواب می بیند با ضدانقلاب درگیرشدند به کریم می گوید پسرجان باید طوری تیراندازی کنی که دشمن متوجه نشود و دیدم که از پشت با آرپی جی ۷زدند و سر پسرم قطع شد و…روز وداع با شهید به پدر بزرگوارش گفتند بیا با فرزندت .خداحافظی کن .پدر شهید فرمود من خواب دیدم کریم من سر ندارد و به همین دلیل به بالین شهید حاضر نشد .در سفر زیارتی کربال پدر شهید از خدا می خواهد پسرش را ببیند دعایش مستجاب شده کریم پشت پنجره ای می بیند و می پرسد شما که سرنداشتی کریم در جواب می گوید آن جسم من بود مهم این است که من کنار شما هستم دارید من را می بینید که سردارم .خواهرکوچک شهید موقع شهادت چهار سال داشت از گریه زیاد تشنجی شد بعد از یک سال پیگیری درمان در مشهد بی فایده بود و دکترین جواب کردند مادر به نزد مزارشهید می نآید و خطاب به شهید می گوید یا خوبش کن یا ببر پیش خودت من از درمان خسته شدم .شب خواب می بیند کریم بر یک موتورپرچم به دست آمد خواهرش را سوار بر موتور نمود گفتم کجا می روی گفت این پرچم را باید بدست صاحبش بدهم گفتم مواظب خواهرت باش زمین نزنید رفت و بعد از چند لحظه برگشت .صبح متوجه شدم مریضی خواهر شهید خوب شده نه دارو دادم و نه بیمارستان بردم ..آدرس مزارشهید بهشت نبی ص شهرستان سرخس می باشد .راوی ابراهیم طواهن همرزم شهید تنها بازمانده از کمین
وصیتنامه
وصیتنامهای در این پرونده ثبت نشده است.
خاطرات
روایت کتاب لالههای خونین
شهید کریم مرحمت فرزند ابوالقاسم تاریخ ۱۳۴۴/۵/۵در سرخس دیده به جهان گشود وی همزمان با تحصیل در کارهای کشاورزی و دامداری با پدر کمک می کرد شهید خیلی مذهبی وهیئتی بود در پایگاه بسیج ثبت نام کرد به عضویت سپاه پاسداران در آمد عشق به والیت باعث شد به جبهه اعزام گردد وی در لشکر ۱۵۵ویژه شهدا گردان امام علی علیه السلام گ روهان کمیل به عنوان تیربارچی سازماندهی شد در عملیاتهای مختلف شرکت نمود در آخرین مرخصی هنوز چند روز از مرخصی وی مانده بود یعنی تا روز شهادت مرخصی داشت گفت باید بروم آنجا نیاز است سحرگاه تاریخ ۱۳۶۳/۱/۱۷در ماموریت پاکسازی روستای ابراهیم جالل سردشت مورد کمین ضد انقلاب کومله و دمکرات قرار می گیرد و بعد از هشت ساعت درگیری وقتی مهمات تیربار تمام میشود ضدانقلاب تالش میکند او را دستگیر نماید از تیربار به مانند چوب دستی استفاده میکند تا اینکه به اسارت در میآید کینه دشمنان قسم خورده باعث میشود سر شهید را با سنگ یا تبر متالشی نمایند و به شهادت برسانند. شب شهادت کریم پدرش خواب می بیند با ضدانقلاب درگیرشدند به کریم می گوید پسرجان باید طوری تیراندازی کنی که دشمن متوجه نشود و دیدم که از پشت با آرپی جی ۷زدند و سر پسرم قطع شد و. . . . روز وداع با شهید به پدر بزرگوارش گفتند بیا با فرزندت. خداحافظی کن. پدر شهید فرمود من خواب دیدم کریم من سر ندارد و به همین دلیل به بالین شهید حاضر نشد. در سفر زیارتی کربال پدر شهید از خدا می خواهد پسرش را ببیند دعایش مستجاب شده کریم پشت پنجره ای می بیند و می پرسد شما که سرنداشتی کریم در جواب می گوید آن جسم من بود مهم این است که من کنار شما هستم دارید من را می بینید که سردارم. خواهرکوچک شهید موقع شهادت چهار سال داشت از گریه زیاد تشنجی شد بعد از یک سال پیگیری درمان در مشهد بی فایده بود و دکترین جواب کردند مادر به نزد مزارشهید می نآید و خطاب به شهید می گوید یا خوبش کن یا ببر پیش خودت من از درمان خسته شدم. شب خواب می بیند کریم بر یک موتورپرچم به دست آمد خواهرش را سوار بر موتور نمود گفتم کجا می روی گفت این پرچم را باید بدست صاحبش بدهم گفتم مواظب خواهرت باش زمین نزنید رفت و بعد از چند لحظه برگشت. صبح متوجه شدم مریضی خواهر شهید خوب شده نه دارو دادم و نه بیمارستان بردم. . آدرس مزارشهید بهشت نبی ص شهرستان سرخس می باشد. راوی ابراهیم طواهن همرزم شهید تنها بازمانده از کمین
محتوای صوتی و تصویری
رسانه مستقلی برای این پرونده ثبت نشده است.
