شهید میالد حسنی
- نام پدر:
- محمد
- تاریخ تولد:
- ۱۳۷۰/۱۱/۰۷
- محل تولد:
- زاهدان
- تاریخ شهادت:
- ۱۳۷۷/۱۲/۰۶
- محل تدفین:
- شهرستان زابل
معرفی شهید
دانش آموز شهید میالد حسنی فرزند محمد تاریخ ۱۳۷۰/۱۱/۷در زاهدان دیده به جهان گشود با توجه به اینکه پدر وی استخدام نیروی انتظامی بود به سرخس مهاجرت نمودند پدرش در امر مبارزه با قاچاقچیان مواد مخدر نقش فعال داشت بارها از طرف اشرار تهدید به ربودن فرزند و…در نهایت کینه اشرار باعث به گروگان گرفتن میالد شد محل سکونت و مدرسه تحصیل شهید را شناسایی می کنند تاریخ ۱۳۷۷/۱۲/۵وقتی میالد از مدرسه خارج میشود توسط اشرار ربوده شد شب ۱۳۷۷/۱۲/۶در زمین های کشاورزی ما بین شهرک عباس آباد و آثار باستانی لقمان به شهادت رسید ..میالد خیلی زرنگ و با هوش بود یک روز که یک کارگر غریبه در منزلشان کارگری می کرد پدرش زنگ زد میالد گوشی را برداشت وصحبت نمود من بیرون حیات نزدیک کارگر بود میالد دوان دوان آمد وگفت مامان بابا زنگ زد و گفت من امشب ماموریت هستم وبه خانه نمی آیم طوری که کارگر شنید من به میالد گفتم مادر چرا پیش کارگر گفتی شاید جاسوس باشد برود به قاچاقچیان بگوید که امشب بابا خانه نیست میالد گفت .وای خراب کردم مادر آالن خودم درستش می کنم .از حیات رفت بیرون بعد از بیست دقیقه ای برگشت پیش کارگر گفت مامان مامان بابا خانه همسایه زنگ زد گفت ماموریت لغو شد امشب می آیم خانه مامانت را بگو یک شام خوشمزه بپزد سپس به من گفت مامان درست شد گفتم بله درست شد..راوی مادر شهید .آدرس مزارشهید شهرستان زابل می باشد
وصیتنامه
وصیتنامهای در این پرونده ثبت نشده است.
خاطرات
روایت کتاب لالههای خونین
دانش آموز شهید میالد حسنی فرزند محمد تاریخ ۱۳۷۰/۱۱/۷در زاهدان دیده به جهان گشود با توجه به اینکه پدر وی استخدام نیروی انتظامی بود به سرخس مهاجرت نمودند پدرش در امر مبارزه با قاچاقچیان مواد مخدر نقش فعال داشت بارها از طرف اشرار تهدید به ربودن فرزند و. . . در نهایت کینه اشرار باعث به گروگان گرفتن میالد شد محل سکونت و مدرسه تحصیل شهید را شناسایی می کنند تاریخ ۱۳۷۷/۱۲/۵وقتی میالد از مدرسه خارج میشود توسط اشرار ربوده شد شب ۱۳۷۷/۱۲/۶در زمین های کشاورزی ما بین شهرک عباس آباد و آثار باستانی لقمان به شهادت رسید. . میالد خیلی زرنگ و با هوش بود یک روز که یک کارگر غریبه در منزلشان کارگری می کرد پدرش زنگ زد میالد گوشی را برداشت وصحبت نمود من بیرون حیات نزدیک کارگر بود میالد دوان دوان آمد وگفت مامان بابا زنگ زد و گفت من امشب ماموریت هستم وبه خانه نمی آیم طوری که کارگر شنید من به میالد گفتم مادر چرا پیش کارگر گفتی شاید جاسوس باشد برود به قاچاقچیان بگوید که امشب بابا خانه نیست میالد گفت. وای خراب کردم مادر آالن خودم درستش می کنم. از حیات رفت بیرون بعد از بیست دقیقه ای برگشت پیش کارگر گفت مامان مامان بابا خانه همسایه زنگ زد گفت ماموریت لغو شد امشب می آیم خانه مامانت را بگو یک شام خوشمزه بپزد سپس به من گفت مامان درست شد گفتم بله درست شد. . راوی مادر شهید. آدرس مزارشهید شهرستان زابل می باشد
محتوای صوتی و تصویری
رسانه مستقلی برای این پرونده ثبت نشده است.
